سه شنبه11آبان 95
سلام بر دوستان عزیزمان و گل هایشان و همچنین گل های خودمان. انشاءالله هر کجا هستین خوش باشین. این روزها با زنگ ساعت 4:50دقیقه صبح آغاز می شود البته ابتدا بنده، بقیه با فواصل زمانی که من کوله های آویسا و علی و ظرف غذای خودمان و همسرجان و لقمه صبحانه آویسا و چای شیرین درست کردن و بقیه امور را انجم می دهم از خواب نازشان بیدار میشوند و بماند در این وسط غرغرهای آویسا خانم و هر صبح به برنامه ای تمام تلاشمان برای زود بیرون رفتن از خانه بی فایده میسازد یه روز سر لباس و یه روز سر لقمه. گفتیم لباس یادمان آمد که تا همین دیروز مدرسه محترم هنوز لباس فرم رو تحویل ندادن و کلاً سر لب...













